امام کاظم (ع) : کسی که در پی روزی حلال برای خود و خانواده اش باشد ، همانند کسی است که در راه خدا جهاد کند.

رسول خدا (ص) فرمود: هنگامی كه لقمه ای حرام در شكم بنده ای قرار گیرد، تمام فرشتگان آسمان ها و زمین او را لعنت می كنند.

	            	            	            	            	            	            رهبر انقلاب اسلامی امام خامنه ای
NULL
عکس

صبح یک روز کاری یه خانمی اومد اتحادیه و گفت که میخواد پروانه کسب مکانیکی بگیره برای خودش . اولش تعجب کردیم. ولی بعد که از فعالیت هاشون گفتن متوجه شدیم که چند سالی هست در نمایندگی ها مشغول به کار هستند و تجربه کافی را به دست آورده اند . برایمان جالب شد ولی نمی دانستیم ریسک پذیرش یک خانم را بعنوان تعمیرکار اتومبیل انجام بدیم یا نه ؟ به گفته خودشون هرجا رفته بودند ،گفته بودند که نمیشه و اصلا چنین چیزی امکان پذیر نمی باشد . تا اینکه آدرس اتحادیه را بهشون داده بودند. ماهم این موضوع را در جلسه هیئت مدیره اتحادیه مطرح کردیم و تصمیم گرفتیم که ایشان ابتدا باید برادری خودشون را ثابت کنند و در کنار چند کارشناس اتحادیه دوره ببینند و از ایشان تست گرفته شودو در صورت تایید از ایشان حمایت کامل انجام شود و پروانه کسب وی صادر گردد.این موضوع با موافقت این خانم روبرو شد و حتی خود ایشان پیشنهاد دادند که آماده رقابت با تعمیرکاران مرد استان هم هستند . جسارت ایشان باعث شد تا ما هم جسارت بیشتری خرج بدیم و از ایشان بیشتر حمایت کنیم . ولی یه مشکل اینجا بود که ایشان درخواست تاسیس تعمیرگاه ویژه بانوان را داشتند.که اصلا این رسته جزء رسته این اتحادیه نیست.

بالاخره ایشان با علاقه و هیجانی که داشتند سریع دوره های آموزشی را زیر نظر کارشناسان مجرب اتحادیه گذراندن و طی هماهنگی با اتاق اصناف و مساعدت جناب آقای باغستانی رییس اتاق اصناف و تایید هیئت مدیره اتحادیه پروانه کسب وی صادر شد.

در ادامه ، مصاحبه ای که با خانم سمیه یکتانسب اولین مکانیک خانم  یزدی انجام دادیم را خواهید خواند :

خانم یکتانسب شما چقدر از شغل مکانیکی اطلاعات داشتی ؟

رشته اصلی من کارشناس مترجمی زبان هستم و اولش زیاد از شغل مکانیکی سر در نمیاوردم. ولی عاشق ماشین و ماشین سواری بودم . و هر روز به ماشینم می رسیدم و آب و روغن و همه چیز اون رو چک می کردم و فقط قسمت هایی از خودرو را می شناختم.

از کجا جرقه این که به سمت شغل مکانیکی بیایید به ذهنتون اومد ؟

من زیاد ماشینم خراب میشد و هربار آنرا به تعمیرگاه همیشگی می بردم . هنگام تعمیر کنار تعمیرکار می ایستادم و مراحل انجام کار را می دیدم . یک روز که در جاده کاشان به یزد در حال رانندگی بودم خودروی من مدام جوش میاورد و آب خال می کرد تا اینکه در جاده خاموش شد و دیگر روشن  نشد. اول فکر کردم بنزین تمام کرده . اما اینطور نبود . اصلا هم دوست نداشتم از افراد کنار جاده کمک بگیرم .این شد که با مکانیک خودم تماس گرفتم و مشکلم را توضیح دادم و طبق کارهایی را که گفتن  روی ماشین انجام دادم . چون همانطور که گفتم یه بخش هایی از خودرو را می شناختم . خلاصه وقتی ماشینم روشن شد انگار وسط جاده دنیا رو بهم دادن.و اونجا بود که دیدم چقدر این کار شیرینه و یجورایی تصمیم گرفتم که اگه بشه این کار رو یاد بگیرم – حداقل برای خودم تا در مواقع لزوم به کار بگیرم.

شما لیسانس زبان داشتین . چطور بین این همه شغل که خانم ها به آن می پردازند رفتین دنبال مکانیکی ؟

رشته ای که در آن درس خواندم را دوست داشتم اما وقتی برای دفعه بعد برای تعمیر خودرو به مکانیکی مراجعه کردم خواستم تا توضیحاتی را درباره تعمیراتی که انجام می دهد را برایم بگوید. توضیحاتی که داد خیلی واضح بود و برام شیرین . خیلی بیشتر علاقه مند شدم . و تصمیم خیلی جدی گرفتم که این شغل را یاد بگیرم.با یه سری تحقیقات فهمیدم هیچ آموزشگاهی در این رشته برای بانوان وجود ندارد.اما تسلیم نشدم . یه سری کتابها در مورد مکانیکی پیدا کردم و شروع کردم به مطالعه و الان هم کارشناسی مکانیک میخونم . چیزای خیلی زیادی دستگیرم شد . ولی برای بکار بستن آنها نیاز به کار عملی داشتم . و این شد که برای آموزش رفتم مغازه مکانیکی همیشگی و ازش خواهش کردم که مرا بعنوان شاگرد قبول کنه و مکانیکی را بطور کامل به من  یاد بدهد ..

واکنش او چه بود ؟

تعجب کرده بود. اما قبول کرد که پیش او بروم.البته خیلی قضیه را جدی نگرفته بود .چون فک میکرد میخوام مکانیکی را در حدی یاد بگیرم که نیاز خودم و اتومبیلم را رفع کنم تا موقعی که اتومبیلم در خیابان خراب شد منتظر تعمیرکار نمونم.

خب ، بیشتر توضیح بدین . شروع کار چجوری بود؟

چند روز اول استادکارم من رو بالای سر ماشین میس برد و شروع می کرد به توضیح دادن قطعات خودرو و زیاد نمی گذاشت دست به آچار شوم که یه روز از این وضعیت خسته شدم و بهشون گفتم که به من همان چیزهایی را یاد بدن که به شاگردهای مرد یاد می دهند.

چقدر زمان برد تا راه بیفتی و دست به آچار شوید ؟

تقریبا حدود شش ماه شد تا تمام فوت و فن های مکانیکی را یاد بگیرم.اما هنوز نیاز به تجربه بیشتر داشتم.

یه خاطره از دوران تعمیرکاری برامون بگید ؟

یه خاطره تقریبا بد دارم که هیچوقت از یادم نمیره . یه روز کنار چاله سرویس خیلی روغن ریخته بود و من اصلا ندیدم .پام لیز خورد و افتادم داخل چاله سرویس .خوشبختانه خیلی آسیب ندیدم و فقط چند روزی خونه نشین بودم.

حضور یک زن در تعمیرگاه برای خیلی ها جای سوال هست !!! چطور با این قضیه کنار اومدی ؟؟؟

اول اینکه خواست خدا بود تا همه چی دست به دست هم بده من بیام به این سمت و سو . ولی در کل بیشتر سعی میکردم جلوی چشم مشتری نباشم. من به هدفم و چیزی که بهش شدیدا علاقه داشتم فکر می کردم. و این کار رو شروع کردم و تا آخرش هم ایستادم . توکل با خدا

چقدر طول کشید تا دوره آموزشت تموم بشه ؟؟

راستش هر چی آموزش ببینی بازم کمه ! اما من جاهای مختلفی کار کردم و حتی در نمایندگی ها هم حضور داشتم . ولی با پشتکاری که داشتم موفق شدم تقریبا بعد از دوسال خبره این کار بشم.و کم کم تصمیم گرفتم برای خودم مستقل کار کنم.

چجوری مجوز گرفتین ؟؟

مشکلات زیادی برام بوجود اومد . وقتی خواستم مجوز بگیرم به هرجا مراجعه کردم می گفتند که اصلا چنین چیزی برای یک خانم تعریف نشده و امکان ندارد.بخصوص که قصد داشتم تعمیرگاه مخصوص بانوان تاسیس کنم.

تا اینکه یک روز به اتحادیه تعمیرکاران مراجعه کردم و همه شرایط را به آنها گفتم .اولش از اینکه فهمیدن من میخوام تعمیرگاه بزنم تعجب کرده بودند ولی بهم نه نگفتن . و قرار شد در جلسه هیئت مدیره مطرح کنند و بهم خبر بدن. ناامید از اونجا اومدم بیرون. فک کردم یجورایی دست به سرم کردن . ولی جا داره همینجا از هیئت مدیره محترم اتحادیه که خیلی خیلی به بنده کمک کردن و بهم اعتماد کردن تشکر کنم و همچنین آقای بهپوش مدیراجرایی اتحادیمون . چون اولين كسى كه درست راهنماييم كرد و نذاشت بيشتر مسيرو اشتباه برم ايشون بود.

و ضمناً از صندوق كارآفرينى اميد تشكر می کنم چون خانم مهدوى وقتى هيچ بانكى بهم اعتماد نكرد، ازم حمايت كرد و واسه خريد تجهيزات بهم وام خوبى دادن .

خلاصه فردای آنروز بهم زنگ زدن و گفتن باید تحت نظر کارشناسان اتحادیه دوره ببینم و امتحان بدم و اگه قبول شدم بهم مجوز میدن. که خدا را شکر دوره های خوبی دیدم و تجربه های خاصی کسب کردم که واقعا به دردم میخورد.

خب امتحان چی شد ؟

خیلی خسته کننده بود . نزدیک دوساعت طول کشید در دو روز .که به گفته خودشون از هیچ کس تا حالا اینجوری امتحان نگرفته بودن.اول یه لنت ترمز تعویض کردم و چند قطعه بهم نشون دادند و کارش را ازم پرسیدن.در ادامه یک گیربکس کامل جمع کردم.تسمه تایم جا انداختم و رینگ و پیستون جمع کردم و …. .

چند وقته که تعمیرگاهت رو تاسیس کردی و مشغول به کاری ؟

از همون اوایل به فکر این بودم که چجوری میشه یه تعمیرگاه زد و همه چیز را بررسی کرده بودم. هزینه آب و برق و بیمه و شاگرد و غیره . برای تاسیس به بانک ها مراجعه کردم و درخواست وام دادم که در این زمینه هم به مشکلات زیادی برخوردم.

همه میگن اول هر کاری خاک خوری داره . اما همین خاک خوری اش هم تا حالا خوب بوده خدا را شکر.

گفتین شاگرد !! چندتا شاگرد دارین ؟؟خانم ها هم برای آموزش به اینجا مراجعه می کنند ؟؟

نمیشه گفت شاگرد . همه اینجا همکار هستیم . خانم هایی هم هستند که مراجعه می کنند به اینجا تا مکانیکی یاد بگیرند . اما بعضی ها یک روز که روال کار را می بینند میرن و دیگه پشت سرشونم نگاه نمی کنند. بعضی ها هم بعد از دو سه روز خسته میشن و میرن. به هر حال کار سختی هست . من یادمه روزای اول يبار موقع درآوردن جنت پايين رادياتور، چون نميخاستم جلو مشترى برم زير ماشين، از بالا داشتم زور ميزدم؛ جنت كه درومد پيشونيم خورد به بدنه ماشين و زخم شد و مثل گردو اومد بالا

ولى همونجا مقنعمو كشيدم تو پيشونيم و حتى نذاشتم اوستام بفهمه . یکبار هم انگشتم بین سیلندر و سرسیلندر گیر کرد و انگشت دستم کوفته شد. بنزین هم که زیاد پاشیده توی چشمام  و خیلی خطرات دیگه که همه را به جان خریدم.

حرف آخر ؟؟؟

تموم شد ؟ خداراشکر ! مصاحبه با شما از هرکاری سخت تره. راستش حرف آخرم به بانوان این کشورم هست. که هر کاری رو که علاقه دارن انجام بدن به شرط اینکه  اون کار رو درست و صحیح پیش ببرن. و از موانعی که صد در صد سر راهشون قرار میگیره ناامید نشن و با صبر و توکل بر خدا موانع رو کنار بزنن. و در آخر هم  تشکر از شما.

download (5) download (1) download (2) download (3) download
download (4)


3 دیدگاه برای “افتتاح اولین تعمیرگاه ویژه بانوان توسط تعمیرکار بانوی یزدی”

  1. اهورا مزدا ۹:۱۹ ق.ظ شهریور ۲۳, ۱۳۹۵

    مکانیک زن؟ چی میگی.مگه میشه مگه داریم؟؟ آدرسش کجاست

  • میثم ۷:۲۵ ب.ظ شهریور ۲۴, ۱۳۹۵

    ما ترس این داشتیم که افغانی ها دارن مکانیکی میزنن نگو از خانما باید بیشتر ترسید.غافل شدیم غافل.دیدی

  • اورانوس پژو ۷:۳۹ ق.ظ مهر ۶, ۱۳۹۵

    فک نکنم اولین باشه. چون یکی دیگه هم من دیدم تو خیابون مطهری .یه زن و شوهر بودن که مکانیکی می کردن

  • پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *